تبليغاتX
من همونيم كه بودم تو داري عوض ميشي

سلام خوبین؟چه خبر؟شرمنده که خیلی وقته نیومدم.نماز روزه هاتون قبول.بچه ها کنکور دولتیمو خراب کردم ولی ازاد رو همون رشته ای که دوست داشتم اوردم شنبه هم میرم ثبت نام.شما هم واسم دعا کنید آخه یه مشکل خیلی بد تو زندگیم پیدا شده که اگه حل نشه آیندم خراب میشه اما اگه حل بشه آیندم خوب میشه.آخه رها همیشه به دعاهاتون نیاز داره شاید شاید به خاطر دعاهای بعضیاتونه که هنوز سر پاست شاید به خاطر شماست که هنوز نوشتن متنا رو ادامه میده،شاید به خاطر اینکه  واسم مهمین دوست دارم میام باهاتون حرف بزنم،متنامو بخونین به درد و دلم گوش کنید که یه نفر دلمو شکونده هیچ وقتم فراموشش نمیکنم اما عیب نداره مطمئنم یه روزیم خدا دل اونو میشکونه،از همتون که میاین میخونین نظر میدین یا نظر نمیدین یا حداقل فونتمو نگاه میکنید.ممنونم رها رو هیچ وقت فراموش نکنید آخه رها همیشه مخلصه همه ی بچه های با معرفته بچه هایی که اصلا نامرد نیستن یا نامردی دیدن اما نامردی نکردن اما ازتون بازم ممنونم ممنونم.قربون همتون.التماس دعا

Raha_goleroz

من خیلی داغونم گلم تو دیگه داغونم نکن،من خیلی از تو بدترم تکیه به شونه هام نکن،برو که وقتشه بری،برو که خیلی دلخورم برو برو حتی تورو دست خدا نمی سپارم،با بی خیالی منو نسوزون حالا که میری نشو پشیمون،مگه نگفتی دوسم نداری چرا نمیری تنهام بزاری؟دلم با جمله هات اروم نمیشه برو دیگه برو واسه همیشه،اگه میگی واسم فرقی نداره چرا چشمای تو بارونی میشه،دلم میخواست بازم طاقت بیارم بازم،هر چی که شد به روت نیارم ولی حالا که حرف رفتن افتاد برو دیگه باهات کاری ندارم برو که وقتشه بری برو که خیلی دلخورم برو...

Raha_goleroz

بی وفا عشق من بخدا اشک من میمونه رو گونم تا بیای پیش من رفتی و بعد تو چه زجری کشیدم هنوز تار موتو به دنیا نمیدم تو رو به خاطراتمون تو منو بی خبر نزار تو رو به اشکمون قسم منو چشم به در نزار باشه میرم از پیشت خداحافظ عشق من ببخش روی نامه هام باز چکیده اشک من دلت موندنی نبود خداحافظ عشق من،حالا که نموندی بگو از من چی دیدی چه ساده نشستی چه ساده پریدی بغضمو وقت جدایی نگه داشتم به سختی حتی واسه دلخوشیمم دست تکون ندادی رفتی،پس بزار روی ماهتو دم اخر نگاه کنم سخته با خاطراتمون با دل خون وداع کنم وقت رفتنت نبود خداحافظ عشق من دلت میشکنه یه روز می دونی قدر اشک من سخته گفتنش ولی خداحافظ عشق من...

Raha_goleroz

بیچاره من که بعد تو آواره میشم باورم نمیشه که رفتی از پیشم،رو زمین داشتم اما به سختی،اومدم به دیدنت اما تو رفتی،چاره ی درد من مرگم رسیده،اینجا حتی قبله ام صبرم نمیده،اومدم نزارم عشقتو ببازی اما این رسمش نبود مهمون نوازی،میمیرم اگه از تو نشونی نمونه عزیزم،می سوزم تا نیای  چشامو من به در می دوزم،میمیرم نگو رفتن من واست فرقی نداره،من میرم اما گریه نکن دیگه فایده نداره،میرم میرم میرم بدون وداع میرم میرم با خاطره ها میرم میرم خداحافظ،بیچاره ام خسته ام چشم انتظارم توی این پس کوچه ها تنها نزارم،نیستی از تاریکیم شبا می ترسم،بی وفا دارم توی سرما می لرزم،میترسم از غصه ها دووم نیارم آخه هیچ نشونه ای از تو ندارم آروم آروم دارم از غصه میمیرم تو بگو نشونیتو از کی بگیرم؟تموم زندگیم اینه منو بغض و در و دیوار چی مونده از تن خستم که میخواد بشکنه این بار،میرم خداحافظ میرم میرم میرم بدون وداع میرم میرم میرم با خاطره ها میرم...

Raha_goleroz

چه بی ریا آمدم به قلب عاشق تو،باورم شد حرفای به ظاهر صادق تو،چه پر غرور میروی از این دل شکسته انگار عهدی نبستی با این عاشق خسته،جنگل چشمات هواش چه سرده هر نگاه تو حدیث درده رفتنت دیگه شده مسلم اما دل هنوز باور نکرده،نکنه رنجیدی از من بگو تقصیرم چیه یا که دل به دیگری دادی بگو اون کیه؟نکنه که از حقیقت تو میخوای فرار کنی بری و یک بار دیگه منو بی قرار کنی،به اون شقایقی که مظهر عشق است از تو شدن شکست عشقه،من با وفا بودم با من جفا کردی تنها خدا داند با دل چه ها کردی شرمنده ام از دل از عشق بی حاصل.

RAHA_GOLEROZ

چرا دنیا پر از حادثه های وارونه عاشق یکی میشه که عاشقی نمیدونه من به دنبال تو و تو دنبال کس دیگه هیچ کدوم از ما دو تا به اون یکی راست نمیگه،من واسه چشمای نازنین تو یه دیوونم من دوست دارم ولی علتشو نمی دونم،حالا که میخوای بری بزار نگاهت بکنم چون یه بار دیگه میخوام این دلو ساکت بکنم،از خودش نمیشنوی اگه یه روز بخواد بره وقتی می پرسی ازش میگه آره مسافره چقدر بین دلا با حرفای ما فاصلست چشامون میخنده اما دلامون بی حوصلست.

Raha_goleroz

خیلی وقته اینجا پرسه میزنم جای رد پاتو نیستی و بوسه میزنم اگه حتی تو جوابمو ندی من بازم با عکس تو حرف میزنم تسلیت قلب صبورم دیگه اون دوست نداره سهم اون یه عشق تازه سهم تو طناب داره بسه اشکاتو نگه دار غم تو یکی دو تا نیست پا نزار روی غرورت جای اون به زیر پا نیست...

Raha_goleroz

آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن منو از این دلخوشیا ارامشم جدا نکن من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم،منو تو آغوشت بگیر آغوشتو مقدسه بوسیدنت برای من تولد یک نفسه،چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه نوازش دستای تو عادته ترکم نمیشه،فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بزار،به پای عشق من بمون هیچ کسو جای من نیار،مهر لباتو رو تنو روی لب کسی نزن فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من.

Raha_goleroz

خدا وصیت منو گوش بده ناممو بخون شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون میسپارمش بهت میرم تموم تار و پودمو یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو،خدا یه وقت کسی نیاد بگه به قلب سادش کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایشو بهش بگه دوسش دارم خیلی بده زمونمون،خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون،فردا قراره منو تو از همدیگه جدا بشیم فردا قراره همدمه گریه ی بی صدا بشیم تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه می زنم،آی ادما نگاه کنید غریب شهرتون منم،یادش بخیر منو تو و یه قلب پاک و بی غرور،حالا چی شد عوض شدی دلت کجاست سنگ صبور،من تو رو عاشق میکنم هر جور شده حتی به زور،کی میخواد فردا تو رو از من بگیره،کاش اونم ویرون بشه آتیش بگیره،ما باید فردا رو از دنیا بگیریم،ما اگه از هم جدا بشیم میمیریم ما باید قدر این روزا رو بدونیم وای اگه فردا بیاد تنها میمونیم،خدا شاید این عشقی که من میگمو تو نشناسی،نزدیکترین کسم اونه خیلی دوسش دارم راستی یادم نره بهت بگم عزیزترین من اونه،خودم مهم نیست اما اون نزارید تنها بمونه،بمیرم واسه هق هقش گریه چقدر بهش میاد،وقتی که حرصش میگیره میگه از من بدش میاد،حالا که دیگه مجبوریم با همدیگه وداع کنیم بیا به یاد اون روزا همدیگه رو دعا کنیم،یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نزاشت جدا بشیم،ای وای داره فردا میاد دست به دعا بشیم با قلب پاکت از خدا بخواه منو صبرم بده هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده،عزیزم یادت نره دنیا دوروزه نمیخوام فردا دلت واسم بسوزه ای خدا حتی اگه دوسم نداره تو میتونی بزاری که تنهام نزاره...

Raha_goleroz

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 17:12  توسط rahaye tanha | 
 

قاصدک هان چه خبر آوردی

                      از کجا از که خبرآوردی

                                     خوش خبر باشی اما..............اما

                                                                  گرد ناباور من بیثمر میگردی.

انتظار خبری نیست مرا

                   نه زه یاری نه زه در یار دیاری

                                            برو انجا که بود چشمی و گوشی با کس

                                                                     برو آنجا که تورا منتظرند

                                                                                  قاصدک در دل من همه کورندوکرند

دست بردار ازاین در وطن خویش غریب

                               حاصل تجربه های همه تلخ

                                                 با دلم میگوید که دروغی تو دروغ

                                                                               که فریبی تو فریب

راستی آیا جایی خبری هست هنوز

                             مانده خاکستر گرمی جایی

                                                       در اجاقی طمع شعله نمی ورزد

                                                                                 خوردک شرری هست هنوز

             قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم میگرید

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 11:27  توسط rahaye tanha | 

Raha_goleroz

هر جا میرم همه میگن یه غریبه اومده

یه مسافر یه غریبه یه شبم بی پنجره میرم اما کوله بار سرگذشت و خاطره، خسته از خستگی ها خسته از این لحظه ها می شمارم لحظه ها را،بر نمی آرم چرا؟قصه های من غمگین اگه تلخه اگه شیرن،میروم تا واسه فردا بسازم دنیای رنگین،هر جا میرم همه میگن یه غریبه اومده نمی بینن هم صدایی،اینم از بخت بده،من قول میدم اما دلم در التهابه،میرم که تا در غربتم نوری بتابه،ای زندگی بیزارم از بیهوده بودن،میرم که تا پیدا کنم فردای روشن،هر جا میرم همه میگن یه غریبه اومده نمیبینن هم صدایی اینم از بخت بده.

Raha_goleroz

هر کی ندونه تو که می دونی عاشق تو بودم می دونی به جز تو با هیچ کس دیگه نبودم همه وجودم بود و نبودم فقط تو بودی و تو،عشق تو خونم قلبمو دلمو جونم برو میخوام بدون تو بمونم برو که آتیش انداختی به جونم،برو که دیدنت بازم دوباره منو یاد روزای دلتنگی میاره،چی شده که دوباره اومدی پیش من بمونی تو که میگفتی به من تو قدر منو نمی دونی دیگه نمیخوام با تو نمیام دیگه دوست ندارم پشیمون نمیشم تنهای تنهام که بمونم،اسم تو رو نمیارم.

Raha_goleroz

منو نبوس که بوسه هات بوی صداقت نمیدن چشات مثل قدیما نیست دیگه بهم راست نمیگن،منو نبوس که بوسه هات دلم رو آتیش می زنه آتیش عشق نیست بخدا آتیش نفرت منه،ترکم کردی رفتی بی من،همه به حالم خندیدن رویاهامو نابود کردی چه جوری می شد که برگردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟منو نبوس این کارا دیگه فایده ای نداره،بوسیدنت منو به یاد دروغات میاره،منو نبوس این دلم دیگه با تو راه نمیاد دست خودم نیست این دلم دیگه تو رو نمیخواد.

Raha_goleroz

دارم دق میکنم،تحمل ندارم،دیگه خسته شدم دارم کم میارم،دلم تنگ شده و دیگه نا ندارم،همش فکر توام همش بی قرارم،دیگه اشکی برام نمونده که بخوام برات گریه کنم فدای دو چشام،دلم داره واسه تو پرپر می زنه،تو رفتی و هنوز خیالت با منه،بدون تو کجا برم کنار کی بشینم تو چشمای کی خیره شم خودم رو توش ببینم،تو که نیستی به کی بگم چشاش رو روم نمونده به کی بگم یکم نازم کنه که بهم نخنده،بدون تو با کی حرف بزنم دردت به جونم،تو این دنیا به عشق کی به شوق کی بمونم؟به جون چشمات از تموم این زندگی سیرم تو که نیستی آرزو میکنم که بمیرم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 15:55  توسط rahaye tanha | 

اینم از آخرین کاغذ دیگه جای نوشتن نیست

دلم میخاد بگم اما دیگه نای نوشتن نیست

دعا کن مثل این اشکی که میمیره روی گونم

بمیرم تا بیام پیشت چه جوریشو نمیدونم

همون اول بهت گفتم که بی عشق تو میمیرم

تو میدونی که حرفامو بمیرم پس نمیگیرم

ببین دارم میام پیشت دیگه اینجاشو مجبوری

میدونستم که میمیرم نمیدونستم اینجوری

          که بی عشق تو میمیرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 15:53  توسط rahaye tanha | 
گفتم:نرو پرپر میشم .گفتی میخام رها باشم

گفتم آخه عاشق شدم.گفتی میخام تنها باشم

گفتم دلم گفتی بسوز گفتم یه عمری باز هنوز

گفتم پس عمرم چی میشه گفتی حدر شد شب و روز

                           وای دلم

گفتم آخه من داغون میشم گفتی به من خوش میگذره

گفتم بیا چشمام به توست گفتی آخه کی میخره

گفتم منو جنس میبینی گفتی آره بی قیمتی

گفتم یه روز من کسی بودم با من نکن بی حرمتی

گفتم صدام میمیره باز گفتی به درد بسوز بساز

گفتم حالا که پیر شدم گفتی که از تو سیر شدم

گفتم تمنا میکنم گفتی میخام خوردت کنم

گفتم بیا بشکن تنو گفتی فراموش کن منو

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:37  توسط rahaye tanha | 

تو با منی هرجا برم مهر تو بند جونمه

عشقت نمیره از سرم تو پوست و استخونمه

یدم اگه نبینمت یه دنیا دلتنگت میشم

نگاه دریایی تو آبی روی آتیشم

واست دلم واست تنم واست تمام زندگیم

از تو دوباره من شدم با تو تموم شد خستگیم

نمنمه بارون چشام گواه عشق پاکمه

همنفس قسمت من دوست دارم یه عالمه

قشنگترین خاطره هام با تو واز تو گفتن

آرامش وجود من صدای تو شنفتنه.......................

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:35  توسط rahaye tanha | 

RAHA_GOLEROZ

سلام بچه ها خوبین؟ممنونم از کسانی که میان متنامو میخونن و نظر میدن و ممنونم از کسانی که بلدن نظر بدن اما نظر نمیدن آخه خسیس اصفهانین(البته به اصفهانیا برنخوره ها،معذرت) فقط میخونن،ممنونم از کسانی که بلد نیستن نظر بدن،ممنونم از کسانی که میان وبلاگو میخونن اما از متنای من خوششون نمیاد. سال نوتون مبارک امیدوارم سال  پر از سلامتی و موفقیت واسه ی خودتون و خونواده هاتون  باشه.راستی واسه ی رهام دعا کنید اخه چهار ماه دیگه کنکور دولتی دارم یه ماه بعدشم کنکور آزاد،واسم خیلی دعا کنید،یادتون نره ها سرنمازاتون دعام کنین.راستی یکی از همین روزای فروردین تولد عشق مردم بود ولی دیگه حتی نمیخوام بهش تبریک بگم چون واسه ی همیشه واسه رها اون عشق مرده اما خاطراتشو تو دلم نگه داشتم واسه درس عبرت از کسی که نامردی کرد و رفت با یکی دیگه بی خیال عشق شد و منو با کوله بار غم تنهام گذاشت،قول مردونگی داد که تنهام نزاره ولی مرد نبود،اما عیب نداره آخه دنیا دوروزه شاید یه روزش غم باشه اما بقیه ی روزاش سعی میکنم کاری کنم که فقط شادی باشه.بازم التماس دعا

RAHA_GOLEROZ

نخواستم با غم بسازی،نخواستم هیچی نگی،نخواستم درد دلت رو دیگه با هیشکی نگی،آخه عشق  اجباری نیست،تو زندون من نمون حالا که فکر رفتنی دیگه از موندن نخون،تا دیدم میخوای بری دلم رو تو سد نکرد،برو فردام مال تو دیگه اینجا برنگرد،بدون من بعد من دلت رو هر جا،جا نزار غمت با من بود  منو تا من بعد یادت نیاد،اگه شونت تکیه گامه پس چرا من تنها شدم،چرا هر لحظم همیشه منم تنها با خودم،یه تصویر از عکس چشمات روی دیوار دلم،چقدر قصم خنده داره چقدر بیکاره دلم.

RAHA_GOLEROZ

هیشکی نمیتونه بفهمه که دلم از چی گرفته،هیشکی نمیتونه بفهمه که صدام از چی گرفته،هیشکی نمیمونه تا با من توی راهم همسفر شه ،اخه میترسه که با من با دل من دربه در شه،هیشکی نمیدونه که چشمام چراهمیشه خیس خیس،چرا هیشکی حتی یه نامه واسه من دیگه نمی نویسه، هیشکی نمی دونه که قلبم تا حالا چند دفه شکسته،هیشکی نمیدونه سرراه اون تا حالا چند دفه نشسته،اخه تو کلبه ی سوت و کور و تاریک قلبم خورشید که جا نمیشه،می دونم اگه تا لحظه ی مرگم بگردم دنبالش پیدا نمیشه.

RAHA_GOLEROZ

تو رو چه به عاشق شدن بزار برو یا که بمیر دیگه محاله که بگم بیا و دستامو بگیر،تو اینه نگاه بکن ببین چقدر بی ارزشی کاشکی یه روز عاشق بشی بفهمی درد من چیه،یه روز به حرفم میرسی میفهمی عاشقت کیه،به سیم آخر میزنم ارزش خواستن نداری،اون روز دیگه شب نمیشه اگه بهونه نیاری،خدا ازت نگذره که زندگیمو دادی به باد،محاله که تو خاطرم ازت کنم یه لحظه یاد،یه بار برای همیشه میخوام بزارمت کنار،بسمه هر چی کشیدم اسم منو دیگه نیار.

RAHA_GOLEROZ

دوباره کاری نکن که دل به حالت بسوزه،اینجوری تو اشک نریز بخدا دنیا دوروزه،دوباره کاری نکن که باز بخوای بیای پیشم،خیلی رک بهت بگم من دیگه عاشق نمیشم،دیگه باز گل نفرست اون گلا رم دوست ندارم نمیخوام دوباره باز تورو به یادم بیارن،برو دیگه باز نزن اینجور به من زخم زبون، برو با همون که بودی اون واست بود هم زبون،دیگه من نایی برای از تو خوندن ندارم،دیگه من جایی برای با تو بودن ندارم،برو دیگه نمیشه نمک رو زخم من نپاش،دیگه دوست ندارمت عاشق یکی دیگه باش.

RAHA_GOLEROZ

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 13:45  توسط rahaye tanha | 

 

پس چرا تنهام گذاشتي

Seniseviuroom  یادته؟

مردم ،دیدی مردم؟دیدی چه ساده دلمو با خودم به گور کشیدم و بردم،مردم دیدی رفتم زیر خاک خوابیدم؟رفتم آره رفتم،گفتم می رم آره میمیرم،گفتی برو اینجا من به عشق یکی دیگه اسیرم گفتی برو نمی خوام تورو گفتم می رم یه گوشه انقدر می خونم تا بمیرم خداحافظ دیگه گریه نکن گریه ی تو دیگه فایده نداره خداحافظ دیدی گفتم دلت بدون من یه روزی می تونه طاقت بیاره،اره زجه نزن دیگه زجه نزن این تن منه توی گور اره دیگه نایی نداره دیگه چشمام نمی تونه واسه دردایی که کرد با تو مثل بارون بباره،مردم دیدی مردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دیدی چه ساده سینه ی قبرستون خوابیدم گفتی برو نمیخوام تورو.

قول و قرارات یادته؟

هواتو کردم دوباره،بازم دلم تنگه برات،اگر چه دوری از تنم،هنوزم میمیرم برات،امید من سنگ صبور باشه برو پیشم نیا بزار که تنها بسوزم تو غربت دلتنگیام،نه این که عاشق نباشم نه این که دوست ندارم میخوام تو اوج بی کسی سر روی شونت بزارم،زخم زبون و صبر من باور بکن حدی داره،یه قلب خالی از امید اخه سوزوندن نداره،منی که حتی گریه هام واسه تو تکراری شد تو حرف مردم و نزن نگو که جات خالی شده نگاه سردت هنوزم با خنده هات زجرم می ده،خدا خودت منو به این دربه دری عادت بده باور نداری هنوزم عشق تو داغونم کنه بخند به گریه های من شاید که آرومم کنه،بهش بگین دق میکنم دستاش تو دستام نباشه ،تموم خاطراتمون نمک به زخمام می پاشه بهش بگین خاطره هاش اتیش به جونم می زنه آسمونم زمین بیاد بگین فقط مال منه،تو لحظه های بی کسی سهم من از تو دوریه اگه صدام در نمیاد دلتنگی و صبوریه هر روز غروب دلتنگتم دوباره تنها می شینم هر وقت که بارون می باره تو رو کنارم می بینم،هر روز و هر شب از خدا من فقط تو رو می خوام نگو واست غریبه ام نگو تو خوابت نمیام بگو تو هم دوسم داری بگو که دلتنگ میشی من فقط از خدا میخوام دوباره مهربون بشی.

سیزده دی یادته؟

اتل متل جدایی،عروسکم کجایی؟

گاو حسن پریشون یه دل دارم پر از خون

عشقم که رفت هندستون،خونم شده قبرستون

یه عشق دیگه بردار،یه دنیا غصه بردار

اسمشو بزار بچگی،تا آخر زندگی

هاچین و واچین تموم شد،عمر منم حروم شد

رها هنوز یادته؟

رفت و رد پاشو جا گذاشت

لحظه ی سخت رفتن،دل دیگه طاقت نداره،اون دیگه یاری نداره،که بخواد واسش بباره،برو عزیز به سلامت دل من طاقت نداره،اشک و تو چشمات ببینه، نگران من نباش گلم حالا که گرفتن تو رو از من،من می رم که بمیرم،تو نرو که می میرم می دونم طاقت ندارم من دیگه تو رو ندارم،دست توی دستات بزارم،خداحافظ خداحافظ چشم من همش به راهه تا تو برگردی عزیزم ولی حیف همش یه خوابه.

میزنمتا یادته؟

ای دل بی یارم تنها کس و کارم دیدی ازم دل کند اون که دوسش دارم،اون که یه عمری بود غصشو می خوردم دیدی چه راحت گفت من تو دلش مردم،ای دل غمگینم دیدی چه بی رحمه معنی احساسو دیدی نمی فهمه،رفت و شدم تنها اما خوب می دونم نیست و تنها من دیگه از امشب مهمونی دارم با غم ها،آخ که چقدر تنهام سرده چقدر دستام سر شده صبر من دست اونو میخوام،ای دل غمگینم دیدی چه بی رحمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                                          غرغرو یادته؟

خدا نشونشو از کی بگیرم؟

دارم دق میکنم بزار بمیرم

آخه هنوز دلش از جنس سنگه

هنوز دلم واسه دلتنگی تنگه

چطور دلش اومد از پا بیفتم

بهش نازکتر از گلم نگفتم

باور ندارم منو تنها می زاره

دلم واسش یه ذره شده اما دیگه نیست

لعنت به تو ای دست سرد روزگار

حالا فقط من موندم و این چشای خیس

هر چی به من بگی واست همون میشم

فقط یه بار دیگه بیا دستمو بگیر

ای دل صبور و بی کس من اون نمیاد پیشت دیگه بهونه نگیر

حالا من موندم و همین دو چشم گریون،موندم تو این کوچه آس و پاس و حیرون

حالا من موندم تو این شب بی ستاره،من و تو و خاطره ها اشکا موندگاره

خدا ازت میخوام یادش نیفتم چه حرفایی که از عشقم شنفتم

خدا اگه نمی شنوه صدامو بهش بگو دلیل گریه هامو

اونی که گفته بود عاشق ترینه حتی خیانتش به دل میشینه

مواظب خودت باش یادته؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 13:34  توسط rahaye tanha | 

از طرف بچه دهاتي مرسي گلم

عاشق عاشق تر

نبود در تار و پودش دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@

امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه دیدار این خونه

فقط خوابه ، تو که رفتی هوای خونه تب داره ، داره از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ، بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و گنجشک کلاغای

سیاه پوشن ، چراغ خونه خوابیده توی دنیای خاموشی ، دیگه ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی ، شده کارش فراموشی ، دیگه بارون نمی

باره اگر چه ابر سیاه ، تو که نیستی توی این خونه ، دیگه آشفته

بازاریست ، تموم گل ها خشکیدن مثل خار بیابون ها ، دیگه از

رنگ و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 13:24  توسط rahaye tanha | 

اینجا اومدم

تا راحت تر باشم .

راحت تر از اونجا !  

بگم چه .... شدم .

تیغ زدن هام

قرص خوردن هام

به کسی که نمی شه گفت .

یا میگن گندت بزنن

یا میگن خل بازی نکن

یا میگن

دیوونه ای !

بذار به خودم بگم .

کسی قرار نیست چیزی بفهمه  .

اینقدر احاساتم افت کرده

که وقتی هم احساس احساساتی شدن می کنم

به خودم شک میکنم که

این منم ؟

 که دلم تنگ میشه ؟

این منم که هوس می کنم کاری انجام بدم ؟

خیلی وقته ته کشیدم ..

نمی شه با کسی حرف زد .

چرا هم نداره

همینه که هست ..

فقط خنده هاتو میخوان .

نمی شه با هیچ کی

نه از درد های مشترک گفت

و نه از هوس های

مشترک .

اره تا خرخره پرم .

بدون اینکه هیچ چی بگم

بدون اینکه کاری کنم  .

داشتم فکر می کردم که چی شد  حباب هام ترکیدند  و احساس

کردم دارم غرق میشم  . با هیچ کس نتونستم حرف بزنم و مثل قبل ساکت شدم .

در جواب اینکه چرا گرفته ایی فقط تونستم بهش بگم چیزی نیست

و خسته ام . نتونستم تعریف کنم . باز رفتم تو حموم و در رو بستم .

یاد همه ی موقع هایی افتادم که همه ٫ حرفاشون ٫  پیش من بود

.  حالا خودم عین چی موندم تو سکوت های خودم .

یکی باید بزنه پشتم ٫ محکم ..

تا یا بالا بیارم یا بفهمم که بابا چیزی نشده ..

همه چیز ارومه

جز یه روح خسته

از دیشب تا حالا پیر شدم .

کی می فهمه ..

به کی میشه گفت ؟

خیلی خواستم حرف بزنم اما

نشد .

هميشه تنهام

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 12:37  توسط rahaye tanha |